کتابخانه احادیث شیعه

حديث و آيات: 1699 ـ يعقوب و يوسف عليهماالسلام

قرآن:
(وَوَصَّى بِهَا إِبْرَاهِيمُ بَنِيهِ وَيَعْقُوبُ يَا بَنِيَّ إِنَّ اللّه َ اصْطَفَى لَكُمُ الدِّينَ فَلَا تَمُوتُنَّ إِلَا وَأَنْتُمْ مُسْلِمُونَ * أَمْ كُنْتُمْ شُهَدَاءَ إِذْ حَضَرَ يَعْقُوبَ الْمَوْتُ إِذْ قَالَ لِبَنِيهِ مَا تَعْبُدُونَ مِنْ بَعْدِي قَالُوا نَعْبُدُ إِلهَكَ وَإِلهَ آبَائِكَ إِبْرَاهِيمَ وَإِسْمَاعِيلَ وَإِسْحَاقَ إِلها واحِدا وَنَحْنُ لَهُ مُسْلِمُونَ) . حديث
«و ابراهيم و يعقوب، پسران خود را به همان [آيين ]سفارش كردند [و هر دو در وصيّتشان چنين گفتند : ]اى پسران من! خداوند اين دين را براى شما برگزيد. پس البته نبايد جز مسلمان بميريد. آيا وقتى كه يعقوب را مرگ فرا رسيد، حاضر بوديد؟ هنگامى كه به پسران خود گفت : پس از من چه را خواهيد پرستيد؟ گفتند : معبود تو و معبود پدرانت، ابراهيم و اسماعيل و اسحاق ـ معبودى يگانه ـ را مى پرستيم و در برابر او تسليم هستيم».
الأمالي للطوسي : لَمّا قَدِمَ يَعقوبُ على يُوسفَ عليهماالسلامخَرَجَ يُوسفُ عليه السلام فاستَقبَلَهُ في مَوكِبِهِ ، فَمَرَّ بامرأةِ العَزيزِ وهِيَ تَعبُدُ في غُرفَةٍ لَها ، فلَمّا رأتهُ عَرَفَتهُ فنادَتهُ بصَوتٍ حَزينٍ : أيُّها الرّاكِبُ طالَ ما أحزَنتَني ، ما أحسَنَ التَّقوى كيفَ حَرَّرَتِ العَبيدَ ؟! وما أقبَحَ الخَطيئةَ كيفَ عَبَّدَتِ الأحرارَ ؟! حديث
الأمالى للطوسى : هنگامى كه يعقوب به ديدن يوسف رفت، يوسف عليه السلام با موكب خود به استقبال او آمد. در راه بر همسر عزيز مصر گذشت كه در غرفه خود مشغول عبادت بود، همسر عزيز با ديدن يوسف او را شناخت و با صدايى حزين به يوسف گفت : هان! اى سواره! مرا به اندوهى دراز گرفتار ساختى. چه نيكوست تقوا و پرهيزگارى، چگونه بردگان را آزاد كرد؟! و چه زشت است گناه، چگونه آزادها را برده ساخت؟!
نمایش منبع


حدیث روز

امام حسین عليه ‏السلام:

وُجِدَ لَوحٌ تَحتَ حائِطِ مَدينَةٍ مِنَ المَدائِنِ فيهِ مَكتوبٌ:أنَا اللّهُ لا إلهَ إلّا أنَا ومُحَمَّدٌ نَبِيّي، عَجِبتُ‏ لِمَن أيقَنَ بِالمَوتِ كَيفَ يَفرَحُ! وعَجِبتُ لِمَن أيقَنَ بِالقَدَرِ كَيفَ يَحزَنُ! وعَجِبتُ لِمَنِ اختَبَرَ الدُّنيا كَيفَ يَطمَئِنُّ [إلَيها]! وعَجِبتُ لِمَن أيقَنَ بِالحِسابِ كَيفَ يُذنِبُ!؛

لوحى زير ديوار شهرى از شهرها يافت شد كه در آن نوشته بود:من، خدايم و خدايى جز من نيست و محمّد، پيامبرِ من است. در شگفتم كسى كه به مرگ يقين دارد، چگونه شادمانى مى ‏كند؟! و در شگفتم كسى كه به تقدير يقين دارد، چگونه غمگين مى‏ شود؟! و در شگفتم كسى كه دنيا را آزموده، چگونه به آن اطمينان مى‏ كند؟! و در شگفتم كسى كه به محاسبه يقين دارد، چگونه گناه مى‏ كند؟!.

عيون أخبار الرضا عليه‏ السلام: ج 2 ، ص 44 ، ح 158

احادیث معصومین

حمایت از پایگاه
آمار پایگاه کتابخانه احادیث شیعه

تــعــداد كــتــابــهــا : 111

تــعــداد احــاديــث : 45456

تــعــداد تــصــاویــر : 3838

تــعــداد حــدیــث روز : 685